آوای دل
دوشنبه بیستم آبان 1387
...........................
(می خواهی از این شهر مردد بروی؟)
کفر است اگر نگفته اشهد بروی
چون سنگ زدی به شیشه قلب شکست
راضی نشود رضا که مشهد بروی
ویرانه ی عشق تازه پیدا شده بود
گفتی که در آن هر آنچه آید بروی
حالا که نشسته برف بر موی سرم
بی یاد من انصاف نباشد بروی
خواهی بروی برو ولی قهر نکن
تلخ است که با خاطره ی بد بروی
شور است د لم رضا به رفتن ندهد
یک چند بمان اگر نباید بروی
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 8:43 | لینک ثابت
•

