آوای دل
شنبه بیست و هفتم مهر 1387
.................
در شعر سپید واضح و خواندنی است
که از شهر امید نام من راندنی است
زحمت به خودت نده ندارد سودی
این بخت سیاه تا ابد ماندنی است
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 8:59 | لینک ثابت
•
سه شنبه هفتم خرداد 1387
پرستار بیمار.....ازدل به دل
ای که در ظاهر پرستار توام
هیچ می دانی گرفتار توام؟
رنگ زرد من نه از کم خوابی است
در پرستاریت بیمار توام
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 18:21 | لینک ثابت
•
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
پایان کار
دلم خونین تر از لب های یار است
لگدمال از جفاهای نگار است
فسرد از سردی اش ناچیز ذوقم
گمانم دیگر این پایان کار است
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 18:37 | لینک ثابت
•
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
اگرچه
اگر چه رفتی و حتی خداحافظ نگفتی
اگرچه اشک را از گونه های من نشستی
دعای خیر من تا روز محشرپشت پایت
اگرچه یک کلام خوب هم با ما نگفتی
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 12:42 | لینک ثابت
•
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
دوبیتی
دلم در خود زمستان دارد انگار
هوای برف وباران دارد انگار
ز سردی شعر من قالب گرفته
خبر از سوز هجران دارد انگار
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 19:11 | لینک ثابت
•
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387
ای دل
مرا در بند غم ها کردی ای دل
میان خلق تنها کردی ای دل
گرفتار رخ لیلی تو بودی
مرا مجنون وشیدا کردی ای دل
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 19:6 | لینک ثابت
•
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
اولین شعر من، اون زمان 12 ساله بودم
ای دل تو که از غروب هم تنگ تری
از کوه دماوند، به خدا سنگ تری
لاله بشو از عشق اگر دل داری
آنگا ست که از نی هم خوش آهنگ تری
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 12:10 | لینک ثابت
•
