آوای دل
چهارشنبه ششم شهریور 1387
من ......من......ایمان
زاده ی زمستانم فصل خشکی و سرما
وقت برزخ سبزی روز پیری دنیا
در میان جنگ و خون آمدم به این دنیا
درمیان خون مردان در میان خون زنها
در شبی که بوران بود زاده گشتم از مادر
لای لای اول بود نعره های صد تندر
سالها گذشت اما من ندیده ام جز سوز
در دلم شده ساکن آه و حسرت نوروز
در بهار عمر خود من اسیر یلدایم
خسته از غم دیروز نا امید فردایم
بخت من به بوران بود از همان نخستین دم
طالعم شده برف و بارش تگرگ غم
در دل زمستان هم عاقبت اجل آید
چون که در بلا میرد آنکه در بلا زاید
نوشته شده توسط ایمان پور قیومی
در 11:5 | لینک ثابت
•
