تبليغاتX
آوای دل

پنجشنبه نهم خرداد 1387

سرنوشت

((باز باید سر نوشت از سر نوشت))

پیکر این شهر بی پیکر نوشت

آن چه ما کشتیم شد خشک و تباه

آه باید باغ را بی بر نوشت

این چنین که یار کرد با ما که کرد؟

هستی ام را پاک و خاکستر نوشت

سوخت شهر سبز و ویران آفرید

قصه را با یاد اسکندر نو شت

با رقیب دیگری بنشست و خاست

خشت را بر صفحه ای از زر نوشت

((باز باید سر نوشت از سر نوشت))

در دل تاریک شب اختر نوشت

نوشته شده توسط ایمان پور قیومی در 11:16 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفتم خرداد 1387

پرستار بیمار.....ازدل به دل

ای که در ظاهر پرستار توام

هیچ می دانی گرفتار توام؟

رنگ زرد من نه از کم خوابی است

در پرستاریت بیمار توام

نوشته شده توسط ایمان پور قیومی در 18:21 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهارم خرداد 1387

موسم گل-عدل علوی

موسم گل بشد و گلبن ما بار بداد

چشم گل داشتمش لیک به من خار بداد

ما زدلبر طلب خال لبش می کردیم

اخم بنمود وبه ما داغ دل افگار بداد

بر در میکده من در پی مستی بودم

باده ام زهر شد و صد غم وتیمار بداد

دل و جان رشوه بدادم زپی ماه رخش

او بر افروخت و حکمم به سر دار بداد

ما  در این بادیه خود از پی آهو رفتیم

از قضا بخت به ما دشت پر از مار بداد

در دعا خواهش عدل علوی را کردم

در عوض جای علی حاکم جبار بداد

دل ایمان خوش از این مهر و وفایش می بود

به رقیب دگری وعده  دیدار  بداد

نوشته شده توسط ایمان پور قیومی در 14:45 |  لینک ثابت   •