![]() |
![]() |
|
|
در خواب خوشم پنجره ها وا شده بود
موسیقی شور ورقص بر پا شده بود زیباتر از آن حادثه چشمان تو بود چون مایه ی سر مستی رویا شده بود چون کلبه ی دل جای تو زیبا شده بود پهنای دلم وسعت دریا شده بود افسوس و دریغ چون که بیدار شدم تاریک تر از همیشه دنیا شده بود هر لحظه که در گذر فقط ثانیه ای است سنگین و سیاه مثل یلدا شده بود در قافیه ماندم سخنم ناقص شد در روز گذشته قافیه جا شده بود بر عکس حقیقتی که جاویدان است انگار شرار عشق میرا شده بود دل رفته خرد محو تماشا شده است مجبور و اسیر ....ها شده است فرعون خدای مصریان گفت منم بازیچه چوب دست موسی شده است وصف دل من که مست از عشق تو گشت بیرون زتوان این الفبا شده است از رنگ رخم بپرس احوال دلم دیوانگی ام در آن هویدا شده است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم تیر 1390ساعت 0:48 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
هزارمین سالگرد پایان نوشتار شاهنامه بر ایران وایرانی از
دوران کیومرث تا سده کنونی خجسته باد خورشید زمین وآسمان فردوسی است محبوب خدا وقدسیان فردوسی است کفر ار نبود که من خدایش خوانم گویم که خداوند زبان فردوسی است تاریخ اگر ز افتخارم پرسد هستی من از کل جهان فردوسی است سرباز وطن اگر که باشد لازم پوشیده به تن ببر بیان فردوسی است روزی که دگر نامی از ایران نماند بی شک که مسیحای زمان فردوسی است مدفون که شد زبان شیرین دری احیاگر این در گران فردوسی است امروز اگر خلیج مان را خواهیم ویرانگر مکر تازیان فردوسی است در قدر بزرگی اش هرآنچه گوییم کم است بیرون ز توان هر گمان فردوسی است بر پادشهان اگر که کورش شاه است کورش بزرگ شاعران فردوسی است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 13:29 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
حافظا گفتی به من با دشمنانت کن مدارا
من کجا سازش کجا با دشمنان خاک دارا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 13:20 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
دوستان دودمدتی بود که کوشش بر پروردن اندیشه هایم داشتم و در زمینه های دیگر چیز هایی بس اندک آموختم بلکه آوای دلم ناله ای از نی خوب آورده شده باشد در آینده ای نزدیک باز خواهم گشت .سپاسگذار می شویم همراهی و یاری مان کنید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 11:22 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
شیرین ولی چه تلخ سوز نگاه او
آتش ولی چه سرد سودای آه او قاتل نبود ومن بختم سفید که جان مرا گرفت تیپ سیاه او سرخ است اگر لبش بی منت رژی چون خون من شده فرشی به راه او شادی برای او سختیش مال من وقت بلا و رنج من جان پناه او بازی عوض شده بین من ورخش من یک پیاده ام در کیش شاه او |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 11:45 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
با عرض پوزش از اینکه دیر سال نو رو تبریک میگم .به هر حال هر چند دیر اما سال خوبی برایتان آرزو می کنم.
دل خریدار نگاه است نگاهت به کجاست سینه لبریز از آه است نگاهت به کجاست بنگر چکمه ی خود را و قدم آهسته که دلی بر سر راه است نگاهت به کجاست خواهشم چشم سیاهی است که از دوری آن دو جهان تنگی چاه است نگاهت به کجاست آرزویم به نگاه است که آوای دلم بی تو تاریک و سیاه است نگاهت به کجاست کلبه ی شعرم اگر تار و سیاه است بدان همه از دوری ماه است نگاهت به کجاست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 16:57 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
یک نیمه شب گذشته و گویی که سال هاست
در شوره زار واپسی دل در خیال هاست آتش درون سینه ام شعله کشیده است آوای دل از سوز آ ن شهر بلال هاست دور از تومن یعنی تنی بی جان و بی روان جانم اسیر و بسته در مینای خال هاست روزی اگر گفتند که دل بی تو می تپد باور نکن که بی تو بودن از محال هاست حسن و جمال حوریان ارزان و مفتشان یک غنچه از باغ لبت کل کمال هاست کار غزل تشبیه و تمثیل است و حال دل بی مثل و مانند است و بیرون از مثال هاست آوای دل پایان ندارد چون که وسعتش افزونتر از گنجایش این قیل و قال هاست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 9:31 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
این آخرین نت را به یادت می نوازم
هرچند بغض الود و خونین است سازم خشکیده در این دستگاه اواز شادی تار است اوای دلم آخر چه سازم؟ شور جوانی بود و دل دادن نوایش چون مولوی در رقص می خواندم نمازم من شعر رویا می سرودم تا بخوانم در چنگ تو آواز شیدای نیازم اما شگفت از فقه خشکه مذهب تو چون شد حرام آهنگ زیبای مجازم سازم شکستی و گلویم را بریدی خاکستری بر باد شد رنج درازم دیگر ندارم حنجره آواز جان داد دیگر . . . (سه نقطه) می روم تا جان ببازم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:58 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
(می خواهی از این شهر مردد بروی؟)
کفر است اگر نگفته اشهد بروی
چون سنگ زدی به شیشه قلب شکست راضی نشود رضا که مشهد بروی
ویرانه ی عشق تازه پیدا شده بود گفتی که در آن هر آنچه آید بروی
حالا که نشسته برف بر موی سرم بی یاد من انصاف نباشد بروی
خواهی بروی برو ولی قهر نکن تلخ است که با خاطره ی بد بروی
شور است د لم رضا به رفتن ندهد یک چند بمان اگر نباید بروی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 8:43 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
یک- دو- دو-سه اشک نا رسیده
از ابر شفق به خون تپیده یک- دو- دو- سه حرف عاشقانه با یار ملوس و ورپریده یک- دو -دو-سه آه آتشین دم از سینه ی مرد غم کشیده یک- دو- سه نسیم روز شرجی که از روی لبان تو وزیده یک- دو -دو- سه شد تمام عمرم یک -دو -دو -سه های نا شنیده
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آبان 1387ساعت 15:32 توسط ایمان پور قیومی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با سلام تصمیم گرفتم شعرامو تو این وبلاگ وارد کنم تا بلکه بتونم همبا اونا شما رو شاد کنم هم اینکه از نظریات شما بهره مند بشم ازهمتون به خاطر توجهتون ممنونم
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1390 اسفند 1388 بهمن 1388 مهر 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
غزل وقصیده دوبیتی و رباعی شعر های سپید ونیمایی نقدها ومتون ادبی دیگر قالبها |
|
RSS
|